X
تبلیغات
همسفر عاشق

همسفر عاشق

لیلی و مجنون

دل تنگتم

Image By www.Allpic.ir  

تا حالا تو زندگی این حس برات بوجود اومده (احساسش کردی) که دلت برای کسی اون قدر (اون قدر) تنگ میشه که دوست داری اونو از رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 1:31  توسط sh.ar  | 

عزیزم تولدت مبارک

عزیزم ازته دل میگم

تولدت مبارک........

+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 11:6  توسط sh.ar  | 

عزیزم تولدت مبارک

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

.      تولدت مبارک
+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت 10:45  توسط sh.ar  | 

تااخرعمردوستت دارم

http://30ndrela.com/other/2/www.30ndrela.com.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 22:10  توسط sh.ar  | 

التماس دعا

سلام دوستان عزیز.خیلی ممنون که به ما افتخارمیدین و به ما سر میزنید.برام دعا کنید امتحانام داره شروع میشه از همتون میخوام ما را میان قنوت ربنایتان فراموش نکنید یک دنیا تشکر.ما هم برای همه ی کسانی که در حال حاضرامتحان میدند دعا میکنیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 19:59  توسط sh.ar  | 

می ارزد

دیدن روی تو بر دادن جان می ارزد......

                                                       لحظه ای پیش تو بودن به جهان می ارزد

قامت راستم از تیر نگاهت خم کرد........

                                                       نبود غم که به این پشت کمان می ارزد

گرچه سرمایه مراجان بود اندر ره عشق...

                                                        تو لبت را بگشا.دادن آن می ارزد.....       

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 10:37  توسط sh.ar  | 

منتظرم

منتظرتم تااخرعمرعزیز

+ نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 16:4  توسط sh.ar  | 

دوستت دارم به اندازه تمام دوست داشتنها

 

عزيزترين 
                  زيباترين

و
دوست داشتني ترين هديه خدا به من
هيچوقت ازم پرسيده بودي که چرا اين همه دوستت دارم
هيچوقت ازم نخواسته بودي برات بگم
که چطور تو درياي وجودت غرق شدم
که چطور عشق آسموني و پاکت
من و از زمين جدا کرده و همسفر فرشته ها کرده
نمي تونم فراموشت کنم
که تو فرشته ي نجاتم شدي
ميدوني
آدم رو حوا به زمين آورد تا با عذاب و زجر و دوري از خداوند زندگي کنه
اما حالا تو
حواي زميني خودت رو به آسمونا بردي
تا به خداش نزديک بشه و عطر و بوي بهشت رو بگيره
نمي دونم از خدام چه چيزي رو برات بخوام
که تو همه رو براي من خواستي
فرشته نجاتم دوستت دارم
عطر عشقت مستم کرده و عاشق
خدا رو بيشتر و قشنگتر از هميشه ديدم و پرستيدم
عشقت راه رسيدن به خدا شده
براي من خسته و وامونده توي جاده زندگي
هيچوقت
من و از بهشت عشقت بيرون نکن
که اون روز ، روز نيستي منه
همیشه گفتم باز هم بهت می گم


دوستت دارم تا خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 0:36  توسط sh.ar  | 

حکایت دوری از یار

در ان دوران كه در ميخانه ها اواره بودم

پي ياري ديوانه و دردانه بودم

روزها سپري مي كردم در كنج ميخانه ها

كه شايد بيابم خبری از يار دلربا

 به هر كه مي رسيدم مي نمودم وصف جمال ان زيبا

به اميدي كه ديده باشندش او را

روزها مي گذشت وهفته ها و ماه ها

نيافتم خبري در كنج ميخانه ها

با دلي غمگين و حسرت زده

برون شدم از اين ميكده

راهي شدم به جنگل و دشت و بيابان

طلب نمودم يارم از خداي مهربان

{خداوندا تويي تنها اميدم

نمي خواهم ز تو هيچ جز يار محبوبم

خداوندا تو داده بودي به منش

كنون خواهم ز تو باز گرداني اش}

خداوندا شنيدم از بزرگان

درت باز است به روي شرمساران

منم ان بنده شرمسار و شرمگين

كه دانم حكمتي باشد مرا اين

خودت رحمي بكن بر من خدايا

ندارم طاقت دوري ز يار را.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 0:18  توسط sh.ar  | 

معنی عشق

 از معلمانم در مورد عشق پرسيدم هر كدام جواب هايي دادند:


از معلم ادبيات پرسيدم گفت:عشق شعري است كه مانند چشمه جاري در دل تو،سعدي،حافظ و... وجود دارد.

از معلم رياضي پرسيدم گفت:عشق به صورت هندسه اي است كه همه شما به خوبي از آن مي دانيد.

از معلم عربي پرسيدم گفت:عشق همان مذكر و مؤنث است.

از معلم فيزيك پرسيدم گفت:عشق جاذبه اي است دوست داشتني در قلب ما انسان ها.

از معلم شيمي پرسيدم گفت:عشق سنگ مذابي است كه به شدت در قلب ما برخورد مي كند.

از معلم زبان پرسيدم گفت:عشق همان I LOVE YOUاست.

از معلم زيست پرسيدم گفت :عشق قتلي است كه از شنيدن آن قلبمان به تپش مي افتد.

از معاون مدرسه پرسيدم گفت:يادم باشد در كارتكس انضباطي يادداشتش كنم.

و در آخر از مدير پرسيدم با لبخندي زيركانه گفت:       اخراج....
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 0:11  توسط sh.ar  |